سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
638
تاريخ ايران ( فارسى )
و سختدل بود ، شايد اين اول دفعهايست در تاريخ ايران كه شدت و سختى با رافت و رحم هردو بهم آميخته شده است ويژه در مورد جوان . ممكن است ايراد شود كه اين اصلاحات تماما نتيجهء مستقيم فعاليت و مراقبت دائمى شخص اول مملكت و نفوذ و اقتدار شخص او بوده است و آن تا يك اندازه صحيح هم هست ، معذلك اينرا هم نميتوان انكار كرد كه يك رجل نامى و مخصوصا اگر موفق شده كه مدتهاى زيادى بر سرير حكومت باقيماند با شخصيت خودش اثرى در اصلاحات باقى خواهد گذاشت كه نهفقط رعايا و زارعين از بركت آن تا يك نسل در رفاه بوده زير بار ظلم و بىحسابى نميروند بلكه كارمندان و متصديان امور مالى هم بايد نسبت به ايام پيش از اصلاحات جاريهء در تمام كشور بيشتر كارآمد و قابل و كمتر حريص و متعدى باشند . آرتش بزرگترين تباين و اختلاف بين پارتيها و سلسلهء ساسانى اختلاف و تباينى است كه در تركيب قواى نظامى آنها وجود دارد . در سلطنت پارتىها سواران سبك اسلحه جز تير سلاح عمدهء ديگرى نداشتند و اما سواران سنگين اسلحه بايد دانست شمارهء آنها خيلى كم بوده و بندرت هم نقش مهمى در جنگ بازى كردهاند و راجع به پيادهنظام هم همانطور كه در ايران حاليه ديده مىشود قسمت مزبور خيلى كم مورد توجه و اطمينان بوده است . ليكن در دورهء ساسانيان اساسا فتح يا شكست منوط و مربوط به سوارهنظام عالى بوده است . اين سواران مانند سرداران قرون وسطاى اروپا داراى اسلحهء سنگين بودند ، سواران زبده را از متفقين نسبة پست مثل ساراسنها فراهم مىكردند . سرباز سوارهء ايرانى بطوريكه در نقوش برجسته مشاهده مىشود كلاه خود بر سر گذاشته و زره و جوشن بر تن راست كرده است و ديگر يك سپر مدورى بر پشت آويزان است . اينها اسلحهء دفاعى بوده و اما اسلحهء تعرضى و آن از يك نيزهء سنگين و شمشير و گرز تشكيل مىيافت . اعضاء و جوارح اسبان را هم بقدرى از صفحات آهن مىپوشانيدند كه اسبان جنگى همانند اسبهاى عرابهاى كه در نقوش برجسته ديده مىشوند براى اين كار لازم